1. شما هر چقدر که چیزهای کمتری را در ایران جا بگذارید در خارج از ایران زندگی شادتر و موفقتری خواهید داشت؛ و هر چقدر چیزهای بیشتری برای از دست دادن داشته باشید (شغلی، اجتماعی، خانوادگی، عاطفی، مالی،...)، رفتن از ایران و از صفر شروع کردن در کشوری دیگر برایتان کار سختتری خواهد بود. 2. هر چقدر که بیشتر در جایی بمانید کندن از آنجا سختتر و تنظیم شدن با محل جدید چالشیتر خواهد بود. صدق میکند این حرف چه در مورد کسانی که از ایران میروند (که هر چقدر دیرتر بروند عادت کردن و حل شدن در کشور جدید سختتر و حتی غیرممکنتر است)، و چه در مورد کسانی که از ایران رفتهاند (که هرچه بیشتر در جایی بمانند و زندگی کنند برگشتن به ایران برایشان سختتر و پیچیدهتر و دلهرهآورتر میشود). 3. وقتی از ایران بروید، بمانید یا برگردید، هر کجا که باشید دلتان برای آن یکی جای دیگر تنگ میشود. برای همهی آنچه که از آن جای دیگر، پشت سر گذاشتهاید؛ از همهی عزیزانی که از دسترستان دور شدهاند، تا همهی خاطراتی که جولان میدهند و همهی خیابانها و درختها و خانهها و لحظههایی که محو میشوند. 4. امکان تأمین مالی خانواده و رضایت شغلی، تقریباً مهمترین فاکتورهای رضایتمندی آقایان از محل زندگی است. هر جایی که این دو را بهتر به دست بیاورند برایشان جای بهتری است. مابقی فاکتورها برایشان فرع بر این دو خواهد بود. 5. برای شما زوجها جایی بهتر است که هر دو نفر در آن احساس رضایت کنید و مسیر پیشرفتتان را پیدا کنید. در غیر این صورت، بعد از مدتی کوتاه دچار چالشهای جدی در حوزه خانوادگی خواهید شد. افسردگیِ شدیدِ فرد ناراضی اولین چالش است. 6. وقتی بچه داشته باشید این موضوع خیلی پیچیدهتر میشود. چون دلایل رضایت آنها و چشمانداز آیندهشان به کلی با شما متفاوت است. آنها خیلی سریعتر از شما خود را با محیط جدید وفق میدهند، خیلی خیلی سریعتر. به عنوان یک قاعدهی کلی، برگشتن به ایران، برای کسانی که فرزندانشان بیش از یکسال در خارج مدرسه رفتهاند و در محیط جذب شدهاند بسیار چالش برانگیز است. 7. برگشتن برای کسانی که با افراد خارجی ازدواج میکنند یا با کسانی که برای سالیان طولانی خارج از ایران زندگی کردهاند تقریباً غیرممکن است. 8. همهی کسانی که در خارج از ایران زندگی میکنند موفق و شاد نیستند. خیلی از آنها از زندگیشان راضی نیستند، اما راه یا جرأت برگشت ندارند. 9. متوجه شدم که بعد از 4 سال هنوز به درستی حرفم در پست "دغدغه پایانناپذیر مهاجرت" معتقدم. 10. حرف آخر اینکه فقط خودتان میدانید از زندگیتان چه میخواهید و دوست دارید به کجا برسید و آنچه که به دنبالش هستید را در کجا باید جستجو کنید. تصمیمتان را مبتنی بر واقعیتها بگیرید، مبتنی بر نیازتان و فرصتهایتان. چنین تصمیم بزرگی را هرگز به دست رویاها، و عکسهای رنگیرنگی و هیجانات بیاساس و ترسها و چشم و همچشمیها و صد البته حرفهای دیگران نسپارید. فقط یادتان باشد هر تصمیمی که بگیرید ـ مطلقاً هر تصمیمی ـ باید بهایش را بپردازید، بهایی به بزرگی تصمیمتان. چون هیچ چیز این زندگی رایگان نیست.
و حرف خیلی آخر اینکه ... لحاظ کنید که این پستها، همه نظرات شخصی من است. نظرات یک نفر با تجربیاتی محدود در چهارچوب یک زندگی 4-5 سالهی دانشجویی در کشوری مشخص که حالا فقط نه ماه است که به ایران برگشته. البته که من سعی کردهام خیلی چیزهای دیگر را لحاظ کنم، و خیلی زندگیهای دیگر را، و خیلی تجربیات دیگر را؛ اما همچنان سخنرانیِ غرّای من در سه پست "داخل یا خارج" برگرفته از یک دیدگاه شخصی است.
| Design By : Night Melody |
