فصل ديگر زندگي

نمی‌توانم بگویم با تمام حرف‌های "سیب به دست" موافقم، ولی بخش عمده‌ای از حرف‌هایش کاملاً درست است، و گرچه نمی‌شود مواردی که مطرح کرده را به همه تعمیم داد، ولی قطعاً باید به همه آنچه که نوشته خیلی خیلی جدی فکر شود. گفتم شاید دوستانی که به مهاجرت فکر می‌کنند دوست داشته باشند این پست وبلاگ "سیب و سرگشتگی" را بخوانند.

اما به نظرم واقعیت اینست که ما هرگز به جواب مشخصی برای این سؤال نمی‌رسیم. حتی کسانی که مهاجرت کرده‌اند یا به هر دلیل دیگری مانند تحصیل برای مدتی از ایران خارج شده‌اند، هرگز نخواهند دانست که تصمیم بهتر کدام بود و کدام هست. واقعیت اینست که در حالت عادی این کفه به هیچ سمتی آنقدر سنگین نیست که شما بتوانید تا آخر عمر از درستی تصمیمتان مطمئن باشید. در هر صورت همواره چیزهایی را از دست خواهید داد که برایتان مهم و ارزشمند است و همین چیزهاست که نمی‌گذارد شما به تصمیم‌تان مطمئن بمانید.

این را از من داشته باشید؛ چه بمانید، چه بروید، یا حتی بروید و بازگردید، همواره یک بوم و دو هوا باقی خواهید ماند. هر روز دلیلی پیش خواهد آمد که دلتان بخواهد جای دیگری باشید، غیر از آن جایی که اکنون هستید. پس به آن تصمیمی بچسبید که نه درست مطلق، که برای شما، کمی درست‌تر است.

پست وبلاگ "سیب و سرگشتگی" را بخوانید. نکاتی که "سیب به دست" گفته مهم‌ترین جنبه‌هایی است که باید به آن‌ها بیاندیشید. اما چه چیزی برای شما درست‌تر است؟ کدام تصمیم با شرایط، خواسته‌ها و انتظارات، قابلیت‌ها و موقعیت‌ها و با داشته‌ها و نداشته‌های شما منطبق‌تر است؟ فقط و فقط خودتان خواهید دانست.

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 16:42 گاه‌نوشته‌هاي مریم | |

Design By : Night Melody