حالا پیرو این موضوع و پیرو چند ایمیلی که این روزها گرفتهام از عزیزانی در ایران و از همه مهمتر به خاطر قولی که چند وقت پیش به دوستان دیگری داده بودم گفتم یک پست بنویسم اندر معایب نیوزیلند.
کار: نیوزیلند به طور کلی مشکل بیکاری دارد. و این به نظر من جدیترین عیب نیوزیلند است. حتی خیلی از کیویها برای پیدا کردن کار به استرالیا یا انگلیس میروند. طبیعتاً این مشکل برای کسانی که اهل نیوزیلند نیستند، در نیوزیلند سابقه کاری و آشنا ندارند، به دنبال کار تخصصی مرتبط با رشته تحصیلی خودشان هستند و از اینها بیشتر اقامت دائم ندارند جدیتر است. البته که چیز عجیبی نیست. یک کشور تقریباً غیر صنعتی با چهار میلیون جمعیت
پراکنده و با فاصلهای معنیدار از بازارهای دنیا نباید هم سرشار از
موقعیتهای شغلی باشد. البته که اوضاع، بسته به نوع کاری که به دنبال آن هستید، رشته تخصصیتان، سابقه کاری و حتی شهری که در آن زندگی میکنید بسیار متغیر خواهد بود. مثلاً به لطف زلزلهها اوضاع کار برای رشته عمران در کرایستچرچ خیلی خوب است، یا فرصتهای کاری در آکلند به مراتب بیشتر از سایر شهرهاست، یا این که احتمال پیدا کردن کار آکادمیک به دلیل کم بودن تعداد دانشگاهها در نیوزیلند خیلی پایین است. تفریح: نیوزیلند کشور آرامی است. در واقع یک کم بیش از حد آرام است.
به طوری که سکوت و آرامش زیاد آن اغلب کسلکننده میشود. این البته برای من
یک مشکل جدی به حساب نمیآید. در واقع با توجه به روحیات من، حتی از مزیتهای اینجا هم محسوب میشود. ولی
اکثریت قریب به اتفاق افرادی که میشناسم با سکوت و آرامش خیلی زیاد اینجا
مشکل دارند. گرچه اوضاع در آکلند و ولینگتون به مراتب بهتر از کرایستچرچ
است، ولی همچنان روند زندگی در نیوزیلند آرام و یکنواخت است. تعطیلی زودهنگام رستورانها، فروشگاهها و مراکز تفریحی معدود نیوزیلند و نبود تفریح به ویژه در شبها برای اغلب
ایرانیان ساکن نیوزیلند آزاردهنده است. در کرایستچرچ رسماً کاری وجود ندارد
که شما بعد از ساعت 6 بعد از ظهر بتوانید انجام دهید، جز دید و بازدیدهای
دوستانه و اینترنت و چند شعبه فستفود. حتی پیادهروی و گردش در طبیعت هم به خاطر
سرمای شبها تحقیقاً محال است.
دوری از ایران: 35 ساعت پرواز به حرف آسان به نظر میرسد، ولی کافی است یکی دو بار از نیوزیلند به ایران بروید و برگردید و مدام بارتان را از این هواپیما به آن هواپیما بکشید تا دوری این کشور زیر پونزی بشود از معایب عمدهاش. به ویژه این که تقریباً در اغلب پروازها شما نیازمند ویزای ترانزیت یک یا دو کشور دیگر خواهید بود، که این یعنی در مواقع ضروری شما نمیتوانید خودتان را سریع به ایران برسانید و بین یک هفته تا 20 روز باید منتظر ویزای کشورهای بین راه باشید. به نوعی نزدیکترین، در دسترسترین و بیدردسرترین پروازی که از ایران به کرایستچرچ وجود دارد پرواز
تهران- دبی- بانکوک- سیدنی- کرایستچرچ است که با توقفها و تعقیباتش نزدیک به 34 ساعت زمان میبرد. پروازهای دیگری هم وجود دارد که اگر بتوانید زمان پروازها را با هم هماهنگ کنید ممکن است زمان کلی چند ساعتی کمتر بشود. اما گاهی هم ناگزیر میشوید از چند ساعت تا یک روز در یکی از کشورهای میان راه مثل مالزی توقف کنید تا زمان پرواز بعدیتان برسد. سرما: در مقایسه با ایران، نیوزیلند کلاً کشور سردی محسوب میشود.
شهرهای جزیره جنوبی به خاطر نزدیکی بیشتر به قطب جنوب سردتر هم هستند. در
کرایستچرچ تعداد روزهایی که بشود به آن گفت گرم به ۲۰ روز هم نمیرسد. حتی در اغلب روزهای تابستانی هم هوا در شب رو به سردی میرود. حالا این هوای تابستانی هم که میگویم شما فرض بگیرید هوای اردیبهشت ماه تهران. توی ژانویه و فوریه هوای اینجا واقعاً پرستیدنی است، اما مثل هر چیز فوقالعاده دیگری عمر کوتاهی دارد. مجموع ماههای گرم و بهاری کرایستچرچ سه ماه نمیشود. ما بقی ایام سال هوا سرد است. سرمایی که در همین ماههای سال، تقریباً معادل جون و جولای شدت میگیرد. این را هم بگویم که این سرمایی که ما از آن مینالیم بعضاً به سرمای زمستانهای تهران هم نمیرسد. اشکال کار اینجاست که طول مدت سرما در اینجا خیلی زیاد است. قریب به 8 ماه سال در کرایستچرچ رسماً سرد است. از آن بدتر این که چون خانهها به خوبی عایقبندی نشدهاند و هزینه انرژی هم بالاست شما نمیتوانید خانه یا محل کارتان را مانند ایران گرم کنید؛ بنابراین اغلب اوقات روز ناگزیر از پوشیدن لباسهای گرم و بعضاً پتوپیچ کردن خودتان هستید. به علاوه تعداد روزهای ابری و گرفته آنقدر هست که شما را به مرز افسردگی برساند و گاهی در حد یک آفتابپرست از دیدن خورشید به وجد بیایید.
سردی آدمها: این را نمیدانم باید بخشی از معایب نیوزیلند دانست یا نه. این قدر میدانم که برای کسانی مثل ما که از یک فرهنگ شرقی با روابط نزدیکتر و گرمتر میآییم، رفتار انگلیسیماب کیویها بعضاً عجیب و دور از ادب است. حتی ما یک دوست کانادایی داریم که هنوز از دیدن همسایهای که سلام نمیکند، هم دپارتمانیای که بعد از یکسال همچنان بیاعتنا از کنار شما میگذرد و اساتیدی که حاضر به معاشرت بیشتر با دانشجویانشان نیستند عصبانی میشود و معتقد است رفتار نیوزیلندیها حتی در فرهنگ او هم تعریف نشده است. خلاصه این که کیویها در برخوردهای معمولی خیلی مؤدب و خوب و دلپذیرند، اما نمیشود آنها را ملتی گرم و اجتماعی تعریف کرد یا به دنبال رابطه نزدیکتر با آنها بود. قواعد اجتماعیشان کاملاً فردمحور، نسبتاً سرد و با حفظ فاصله ایمنی است. آخر این که، خوب که نگاه میکنم میبینم مطالب پست "نیوزیلند، خوبها، بدها" هم همچنان صادق است. گرچه دیگر از پسلرزهها خبری نیست. و آخرتر این که، امیدوارم این پست کاخ آمال و آرزوهای کسی را فرو نریخته باشد. http://www.clicktop10.com/2013/04/top-10-safest-countries-to-live-in-2013 و البته معنیاش این نیست که توی نیوزیلند هیچ گونه جرمی اتفاق نمیافتد. همین هفته پیش تبلت یکی از دوستان رو از توی ماشینش دزدیدند.
شنیدید میگن
اسبابکشی از یک خانه تازه راحتتر از جابجا کردن یک زندگی سی ساله است؟
حکایت منه. چند ساعتی طول کشید این وبلاگتکونی. یک سری وبلاگ حذف کردم، یک
سری فید اضافه کردم، طبقهبندیهایم را عوض کردم و خلاصه 4-5 ساعت
طول کشید تا دست و پایم را از Google Reader جمع کنم و توی Netvibes جاگیر بشوم. بد
جایی نیست. از فیدلی و امثالهم خیلی بهتره. ولی همچنان گوگل نمیشه. دلیل عادت به جای مألوف را که بگذاریم کنار، تو این
یک هفتهای که هر دو رو با هم رصد میکردم متوجه شدم که Netvibes در خواندن متنهای فارسیای که در متنشان از اشکال یا کلماتی با حروف
لاتین استفاده کردهاند مشکل داره. در واقع مشکل راستچینی متن داره و در ضمن سرعتش در آپدیت کردن فیدها به نسبت گوگل پایینتره. مضاف بر این که همچنان کار کردن با گوگل از بقیه RSS Readerها سادهتر و خوشایندتره. چه کنیم که ناگزیریم از جابجایی! خدا از سر تقصیرات گوگل بگذره که سر سیاه زمستون ما رو آواره این خانه به آن خانه کرد. گوگل جان هنوز وقت هست. بیا و از خر شیطون پیاده شو! به قول شاعر "مجبور نیستی که بمانی ... ولی نرو". .......... پاورقی: عنوان پست و مصرع آخر، بیتی از اشعار "مهدی فرجی" است.
| Design By : Night Melody |
