فصل ديگر زندگي

یکی از اون وقتایی که آدم به نظرش تصمیم به مهاجرت بدترین تصمیم دنیاست، یک شبیه مثل امشب که آدم می‌شنوه داره عمه یک جفت دوقلوی وروجک میشه. عمه! دوقلو! این جور وقت‌ها، هیچ چیز قشنگی در هیچ کجای دنیا برات ارزش این رو نداره که نتونی کنار داداش کوچولویی باشی که قراره پدر اون دوقلوها باشه. کسی که تقریباً همین دیروز با هم کیسه فریز پا می‌کردید که روی فرش پذیرایی، مسابقه سر خوردن بدید و درست هفته پیش بهش اصرار می‌کردی که به جای پنجره، از در خانه عروسکی که خیلی برات مهم بود بیاد تو. از پنجره اومد و خانه عروسکی شکست. پدری که روزگاری با هم کل داورهای فوتبال دنیا رو با 20 تا تک تومنی خرید و فروش می‌کردید، براش نقشه گنج می‌کشیدی و کل خانه رو با هم شخم می‌زدید، پدری که با شادی بازیگر همه جور نمایشی که تو می‌نوشتی و کارگردانی می‌کردی می‌شد.
کاش این دوقلوها هم بلد باشند به اندازه من و باباشون از بودن با هم لذت ببرند و کاش هیچ خواهر و برادری توی دنیا از هم جدا نباشن؛ نه اسماً، نه رسماً.

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:55 گاه‌نوشته‌هاي مریم | |

نمی‌توانم بگویم با تمام حرف‌های "سیب به دست" موافقم، ولی بخش عمده‌ای از حرف‌هایش کاملاً درست است، و گرچه نمی‌شود مواردی که مطرح کرده را به همه تعمیم داد، ولی قطعاً باید به همه آنچه که نوشته خیلی خیلی جدی فکر شود. گفتم شاید دوستانی که به مهاجرت فکر می‌کنند دوست داشته باشند این پست وبلاگ "سیب و سرگشتگی" را بخوانند.

اما به نظرم واقعیت اینست که ما هرگز به جواب مشخصی برای این سؤال نمی‌رسیم. حتی کسانی که مهاجرت کرده‌اند یا به هر دلیل دیگری مانند تحصیل برای مدتی از ایران خارج شده‌اند، هرگز نخواهند دانست که تصمیم بهتر کدام بود و کدام هست. واقعیت اینست که در حالت عادی این کفه به هیچ سمتی آنقدر سنگین نیست که شما بتوانید تا آخر عمر از درستی تصمیمتان مطمئن باشید. در هر صورت همواره چیزهایی را از دست خواهید داد که برایتان مهم و ارزشمند است و همین چیزهاست که نمی‌گذارد شما به تصمیم‌تان مطمئن بمانید.

این را از من داشته باشید؛ چه بمانید، چه بروید، یا حتی بروید و بازگردید، همواره یک بوم و دو هوا باقی خواهید ماند. هر روز دلیلی پیش خواهد آمد که دلتان بخواهد جای دیگری باشید، غیر از آن جایی که اکنون هستید. پس به آن تصمیمی بچسبید که نه درست مطلق، که برای شما، کمی درست‌تر است.

پست وبلاگ "سیب و سرگشتگی" را بخوانید. نکاتی که "سیب به دست" گفته مهم‌ترین جنبه‌هایی است که باید به آن‌ها بیاندیشید. اما چه چیزی برای شما درست‌تر است؟ کدام تصمیم با شرایط، خواسته‌ها و انتظارات، قابلیت‌ها و موقعیت‌ها و با داشته‌ها و نداشته‌های شما منطبق‌تر است؟ فقط و فقط خودتان خواهید دانست.

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 16:42 گاه‌نوشته‌هاي مریم | |

Design By : Night Melody