من سالهاست دارم سعی میکنم این گروه از آدمها را درک کنم. دارم سعی میکنم بفهمم که همه بغض و کینهای که هر روز توی صورت من و امثال من تف میکنند ریشه در مشکلات سیاسی و اجتماعیای داشته که توی این سالها همه ما با آن دست به گریبان بودهایم. همه این بغض به خاطر آن است که به جرم اعتقادات متفاوتشان، برخی حقوق اولیه (مثل این که چه بپوشند و پولشان را کجا خرج کنند!) از آنها گرفته شده است. همه این سالها سعی کردم درک کنم و بگذرم از آدمهایی که امثال ما را یا نماینده تام و تمام همه نظامهای بیمار کشور میدانند (و به خودشان حق میدهند به خاطرش با ما بدرفتاری کنند) و یا موجودات احمق و عقبماندهای که نادانسته آب به آسیاب این نظامها میریزیم (و به خودشان حق میدهند ما را تحقیر یا ارشاد کنند).
من که سالهاست دارم سعی میکنم از منظر همدردی به این افراد نگاه کنم، ولی ای کاش این آدمها بدانند که هیچ فرقی نیست بین آنها و کسانی که باعث ایجاد این بغض در آنها شدهاند. هر دو گروه انسانهای دیگر را به خاطر جهانبینیشان تکفیر و تحقیر میکنند، هر دو گروه به درد خود برتربینی دچارند، و هر دو گروه به خودشان اجازه هر گونه واکنشی نسبت به گروه مخالف را میدهند، فقط بستگی دارد قدرت دست کدامشان باشد.
ای کاش این آدمها (از هر گروهی که هستند) به خاطر خودشان هم که شده دست از این بغض و کینهی عمیق بکشند. بعضی از آنها جداً لازم است بدانند که این خشم و بغض دارد آنها را از حد خیلی معمولی انسانیت هم پایینتر میآورد. اعتقادات این کشتهشدگان و درست و غلطی راهشان به کنار، کسانی که میتوانند این همه راحت به مرگ هزار انسان دیگر "به درک" بگویند، نه فقط به اعتقاداتشان -هر چه که هست- که لازم است به حد انسان بودن خودشان شک کنند.
| Design By : Night Melody |
