قرار بود (و هست) که یک سیستم نرمافزاری یکپارچه توی بعضی از بیمارستانهای کرایستچرچ پیادهسازی بشه که بسیار پروژه جذابی بود و case study من بینوا شد. قرار بود فاز اول پیادهسازی توی اکتبر باشه که همان موقعش هم برای من دیر بود. ولی حالا پروژه به خاطر تأخیر در پروسه توسعه نرمافزار در خوشبینانهترین حالت توی مارچ استارت میخوره. که الان دیگه به نظرم همینش هم بعیده. فقط برای این که بدونید این تأخیر نازنین چقدر برنامههای منو بهم میزنه عرض کنم خدمتتون که اسکالرشیپ من دسامبر سال آینده تمام میشه و اگر قرار باشه فاز Data Collection من تازه توی مارچ شروع بشه (که اگر بشه)، این یعنی تمام شدن کل تز تا دسامبر سال آینده تقریباً محاله. یعنی من هزینههای سال آخر رو (چه هزینه ثبت نام و چه هزینه زندگی) باید خودم تامین کنم. غیر از اون، سعید تا سه ماه دیگه سابمیت میکنه و ما همین جوری یک شکاف 9 ماهه داشتیم که درس هر دومون تمام بشه. حالا با شرایط پیش آمده، معلوم نیست من کی بتونم کارم رو تمام کنم. یک چند تا ایراد ریز و درشت دیگه هم داره این تأخیر مایوس کننده که خب در مقابل این دو تا چندان فرصت عرض اندام ندارند. خلاصه که من این روزها کاملاً feeling disappointed با این مدیریت پروژه کیویها.
| Design By : Night Melody |
