فصل ديگر زندگي

ديشب مهمان يك خانواده كيوي بوديم براي روز كريسمس. در طول مهماني Ian (ايان را كه يادتان مي‌آيد؟ كليسا؟ شب عيد پاك؟) به سعيد گفت كه كاياك داره و گاهي مي‌ره كاياك‌سواري. سعيد هم يك كلام بهش گفته بود كه كاياك‌سواري را دوست داره. Ian هم گفت كه تو اين هفته يك برنامه مي‌زاره كه با هم بريم.

امروز Ian اس‌ام‌اس داده كه مياييد بريم كاياك سواري. ما هم گفتيم باشه. بعد Ian پرسيد كه آن‌ها وقتي مي‌روند kayaking بلوز و شلوارك مي‌پوشند؛ آيا اين موضوع بر طبق اعتقادات ما مسلمان‌ها اشكالي داره؟ سعيد بهش گفت كه نه، راحت باشند. فقط مريم مي‌خواهد شلوار بپوشه. در جواب زد كه عاليه! ساعت 4 منتظرتان هستيم.

فقط خواستم بگم اي كاش ما هم مثل Ian و Roy يك ذره احترام به عقايد بلد بوديم. فقط يك ذره!

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 15:10 گاه‌نوشته‌هاي مریم | |

Design By : Night Melody