یک دفعه بیمقدمه پا میشي وامیستي رو صندلی، همچين كه درست تو قاب تصوير باشي، بعد لبۀ دامن چیندارتو میگیري و همینطور که خودتو تاب ميدي با يك ناز كشدار میگي: "خالی مَيم، بيبين ماشالا چيقد بوزوگ شودم". من ميخندم از تكرار طوطيوار جملهاي كه احتمالاً روزهاي عيد زياد شنيدي و همينطور كه قربون صدقهات ميرم فكر ميكنم كه آره خاله، بزرگ شدي، تو اين مدت كم آنقدر بزرگ شدي كه ديگه وقتي ميآيي كنار ميز تا وسط گپ و گفت من و مامانت سرك بكشي كله موفرفريت معلوم ميشه و ديگه لازم نداري براي اينكه خودتو به لپتاپ برسوني دنبال يكي بگردي كه بغلت كنه. ديگه نميخواد بياي با اون چشماي درشت و گردت زل بزني به من و دستات رو بلند كني و يك جوري نگاه كني كه آدم دلش طاقت نياره، بعد وقتي بلندت ميكنم شيطوني كني و گوشۀ روميزي رو با خودت بكشي بالا و تا من بيام به خودم بجنبم ببينم كه چايي داغ داره از لاي دكمههاي كيبورد ميره تو. حالا ديگه آنقدر بزرگ شدي كه به جاش به مامانت بگي صفحه لپتاپو خم كنه چون تو ميخواي "صوبت" كني. ميدوني خاله؟ تو داري بزرگ ميشي و من غصهام ميشه وقتي ميبينم چه زود، تو اين مدت كم كه من نبودم جاي اون دختربچه مظلوم و خجالتي رو يك وروجكِ بلبل زبونِ سيتو سماقي گرفته و اگر نبود اين قاب بيست در سي سانت، من همين قدر هم بزرگ شدنت را نميديدم و بلبلزبونيهاتو نميشنيدم. چهخوب كه اين قاب هست و چه بهتر كه اين قاب نميذاره تو يادت بره خاله مريم كيه. .............................. پاورقی: اینم سفره هفت سینی که آیناز خانوم چیده، دو تا بادام هندي هم دارد، مگنت ماهيشم گذاشته، يك مگنت درخت هم داشته كه جاي سبزه گذاشته. حالا حكمت توپها و لوگوها و لپتاپشو من نفهميدم: 
| Design By : Night Melody |
