هنوز هم میخواهید از معایب نیوزیلند بدانید؟ یک دانه درشتش را برایتان دارم. خیلی ساده فرض کنید اینجا پزشک ندارد. امروز برای چندمین بار بهم ثابت شد سیستم پزشکی نیوزیلند خیلی بیشتر از یک شوخی خندهدار نیست. حالا من الان یک کم شاکیام، ولی شما اگر میخواهید نیوزیلند زندگی کنید لطفاً به اندازه یک سر سوزن هم روی دانش پزشکی این حضرات حساب نکنید. هر چقدر خدمات پرستاری و مراقبتیشان خوب و قابلقبول است، دانش و رویههای پزشکیشان به شکلی باورنکردنی مضحک و بیمعنی است. اگر فقط تجربه ایرانیان دور و برم را در مواجه با سیستم پزشکی اینجا در یک کتاب جمع کنم، کتاب طنز سال خواهد شد. فعلاً همین قدر داشته باشید که دوست باردار ما، امروز بعد از 4 روز درد کشیدن، 38 ساعت درد مداوم، بیش از 50 ساعت بیخوابی بیوقفه و انجام کلیه روشهای معمول زایمان طبیعی، حتی تزریق اپیدورال، آخر ناچار به سزارین شد. تصمیمی که به نظر من میشد با چند چکآپ ساده، کمی انعطاف در رویههای بیمورد و فقط اندکی جسارت خیلی پیش از این گرفته شود. ولی از آتشنشانهایشان راضیام. احتمالاً چند تا جوان مست که از شب تعطیلشان لذت میبردند ما را ساعت 6 صبح با جرق و جروق شعلههای آتش از خواب بیدار کردند و واداشتند با شلنگ آب و از روی حصارهای حیاط بر روی آتشی که منشاءاش را نمیدیدیم آب بریزیم تا آتش به حصارهای چوبی و درخت کنار آن سرایت نکند. آتشنشانها در عرض 5 دقیقه سر صحنه حاضر شدند و کارشان را با سرعت و دقت رضایتبخشی انجام دادند. هرچند واقعاً نمیدانم اگر اینجا هم پای نجات جان یک انسان در میان بود و دوباره آن رگ محافظهکاریشان عود میکرد چه میکردند. احتیاط کاری این جماعت و پایبندی غیر قابل انعطافشان به پروتکلهای کاری، گاهی بسیار آزاردهنده و مشخصاً ناکارآمد است. اما از غرغرهای یک انسان خسته که بگذریم، میرسیم به قشنگترین و هیجانانگیزترین اتفاق امروز: ما یک مهمان کوچولو و خوشگل داریم، صحیح و سالم!
| Design By : Night Melody |
