فصل ديگر زندگي

این دو هفته ما به اسباب‌کشی گذشته است و خرید لوازم. خانه‌های قبلی ما هر دو مبله بودند. برای همین کل وسایل زندگی من در دو سال گذشته توی یک کارتون جا می‌شد. امسال از خانه‌های مبله خبری نبود. یعنی کلاً از خانه خبری نبود، و نیست. آن‌هایی هم که هست از دانشگاه خیلی دورند. به خاطر نبود خانه و بالا بودن تقاضا، اجاره‌ها هم هفته‌ای 30-40 دلار بالا رفته. خلاصه اوضاع خانه در کرایس‌چرچ خیلی تعریفی نیست. ما هم که خانه پیدا کردیم با قیمت مناسب و نزدیک دانشگاه، از لطف خدا بود و بس. حالا این دو هفته را توی مغازه‌ها و Trade me بودم، دنبال وسایل ریز و درشت از تخت و مبل تا بشقاب و قاشق. یک امسال ما از تخفیف‌های قبل از کریسمس کمال استفاده را کردیم. راضی‌ام ازشون.

این اولین بار است که به جای خود صاحبخانه با agency طرف حساب هستیم که در واقع همان آژانس املاک خودمان است. با این تفاوت که آژانس‌ها اینجا خدماتی خیلی بیشتر از پیدا کردن خانه ارائه می‌کنند. صاحبخانه در واقع خانه را می‌دهد به آژانس و می‌رود دنبال زندگی‌اش. آژانس مسئول آگهی دادن و نشان دادن خانه و ارتباط با متقاضیان و گرفتن مدارک و غیره است. فقط ظاهراً صاحبخانه خودش بر اساس مدارک متقاضیان، مستأجرش را انتخاب می‌کند. وقتی خانه تحویل آژانس باشد شما عموماً صاحبخانه را نه می‌بینید و نه می‌شناسید. اجاره هم به حساب آژانس واریز می‌شود. مسئولیت بازدید‌های سه ماهه از خانه هم با آژانس است. همین طور آژانس مسئول رسیدگی به خواسته‌های مستأجر (اعم از خرابی و ...) است.

وقتی طرف حسابت‌تان آژانس باشد همه چیز سر و شکل قانونی می‌گیرد که هم محاسنی دارد و هم معایبی. طرفین ناچارند به تعهداتشان عمل کنند و البته انعطاف کمتری هم در قرارداد وجود دارد. به طور کلی، کنار آمدن با خود صاحبخانه‌ها کار راحت‌تری است. علاوه بر این که آن 200-300 دلار letting fee که حق آژانس است را پرداخت نخواهید کرد. البته آدم‌ها چه صاحبخانه، چه ایجنت، خوب و بد دارند. از آن مهم‌تر این است که شما چطور با هر کدام کنار می‌آیید. تمام تلاشتان را بکنید که خاطره خوبی از خودتان باقی بگذارید. رفرنس (معرف) برای این کیوی‌ها بیش از آنچه فکر کنید اهمیت دارد. رفرنس خوب، یعنی کار خوب، خانه خوب، فرصت‌های خوب. ما این خانه را بعد از لطف خدا به نامه به‌به و چه‌چه صاحب‌خانه قبلی‌مان مدیونیم که ما را در صدر لیست بلند بالای متقاضیان خانه نشاند.

خلاصه که ما اینجاییم. در خانه تازه، با لوازم تازه و روزگاری که بعد از دو سال دیگر چندان تازه نیست.

..........

پاورقی: مهدیه عزیز، ممنون بابت تفأل زیبای شب یلدات و ممنون که به یاد من بودی.

نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ساعت 10:37 گاه‌نوشته‌هاي مریم | |

Design By : Night Melody