فصل ديگر زندگي

ممنون از همگي، ممنون از دعاهاي قشنگ و انرژي‌هاي مثبت‌تان. واقعاً نمي‌توانم توضيح بدهم كه كامنت‌هايتان در آن روز كذايي چقدر تاثيرگذار بود و چه حال خوبي بهم داد. من اگر مي‌دانستم اينقدر دوستان خوب دارم و اين‌ همه انرژي و دعاهاي خوب گيرم مي‌آيد، بيشتر از اين‌ها مي‌آمدم و غرغر مي‌كردم.

من اصل كارم درست شد. موفق شدم اپلاي كنم براي بورس. راضيم از ماحصل كار، خيلي زياد. البته نتيجه اصلي 2 ماه ديگه در اواسط دسامبر مشخص مي‌شود. فقط الان يك مشكل ديگه دارم و آن هم امتحان آيلسي است كه بايد 20 روز ديگه بدهم و فرصت خيلي كمي براي آماده كردن خودم دارم. بي‌زحمت آن گوشه‌موشه‌ها، وسط دعاها و انرژي‌هاي مثبت‌تان، يك جايي هم واسه اين آيلس بيچاره باز كنيد. يادتان باشه خودتان سر شوخي را باز كرديد. حرف‌هاي دل‌گرم‌كننده‌تان بدجوري زير زبانم مزه كرد و بهم انرژي داد.

اما قبل از اينكه از خودم و داستان اين دو هفته بگم كه عبرتي بشود براي آيندگان، بگذاريد يك مختصري از هزينه‌هاي تحصيل بگويم. چون مي‌دانم كه بعضي از دوستان منتظرش هستند.

توي نيوزيلند، هزينه‌هاي Master براي دانشجويان بين‌المللي خيلي بالاست. شهريه كانتربري حدود 25000 دلار در ساله كه بسته به رشته كمي بالا و پايين مي‌شود.

ولي هزينه دكترا، چون مثل دانشجويان بومي محسوب ميشه قابل قبول‌تره. مثلاً رشته ما تو دانشگاه كانتربري حدود سالي 5600 دلاره كه مجموعاً با هزينه‌هاي مربوط به ثبت‌نام براي سه سال ميشه 22000 دلار. حالا اگه استادت تشخيص بده كه بايد چند تا course هم بگذروني كه بسته به مورد براي هر course بين 2 تا 5 هزار دلار اضافه مي‌شود. كلاً شما حدود 30 هزار دلار براي سه سال دكترا لحاظ كن، حالا يك خورده اين ور، يك خورده اون ور.

يك بخش ديگري از هزينه‌ها هم مربوط به هزينه‌هاي انجام پروژه و شركت در سمينارهاست كه بايد دانشگاه را نسبت به باز پرداخت آن هزينه‌ها متقاعد كنيد. مثلاً وقتي مجبور باشيد براي جمع‌آوري Data به شهر يا كشور ديگري مسافرت كنيد و مدتي اقامت داشته باشيد يا از ابزار يا نرم‌افزار خاصي استفاده كنيد و يا در سمينار مرتبطي شركت كنيد، مي‌توانيد از دانشگاه بخواهيد كه هزينه‌هاي مربوط به آن را بهتون پرداخت كنه. سياست دانشگاه‌ها در اين خصوص متفاوته. بعضي دست و دلبازترند و بعضي دست به عصاتر. مثلاً الان كانتربري به خاطر هزينه‌هاي سنگيني كه براي جبران خسارت‌هاي ناشي از زلزله و ايجاد ساختمان‌هاي جديد برايش پيش آمده و همچنين كاهش درآمدش به خاطر افت 13 درصدي در ثبت‌نام دانشجويان، تا حدي خسيس شده و بعضي هزينه‌ها را تقبل نمي‌كنه. اين طوري براي شما چاره‌اي نمي‌ماند جز اينكه يا خودتان هزينه را پرداخت كنيد يا استاد راهنمايتان را متقاعد كنيد كه سمت و سوي كار را به سوي روش‌هاي كم هزينه‌تر تغيير بدهيد.

جداي از بحث هزينه‌ها، نكته اساسي ديگر اينجاست كه شما طي اين سه سال خيلي فرصت كار و كسب درآمد نخواهيد داشت و حتي مجاز نيستيد كه بيشتر از 20 ساعت در هفته كار كنيد. در واقع، ممكن است بخشي از هزينه‌هايتان را با كارهاي نيمه‌وقت تامين كنيد، و يا شرايط و موقعيت TA يا RA شدن برايتان فراهم بشه، ولي بدون scholarship، قسمت عمده اين پول از پس‌اندازتون مي‌ره. به علاوه هر قدر وقت بيشتري براي كار بگذاريد، زمان كمتري براي درس داريد. به نظر من دكترا خواندن يك كار تمام وقته و وقتي شما بخشي از زمان و انرژي‌تان را براي كار مي‌گذاريد، بايد انتظار داشته باشيد كه پروژه‌تان بيشتر از سه سال طول بكشد. (البته همه اين‌ها به شرط اينست كه كار پيدا كنيد و در عين شاغل بودن هم بتوانيد به deadline‌هاي دانشگاه براي ارائه گزارش، دفاع از پروپوزال و تز برسيد)

در مورد هزينه‌هاي زندگي هم حتماً يك حداقل 2500 دلاري را براي زندگي دو نفر در نظر بگيريد و به هزينه‌هاي پيش‌بيني نشده هم فكر كنيد. كلاً اگر دست بالا بگيريد خيالتان راحت‌تره و كمتر به مشكل مي‌خوريد. لطفاً در مورد نيوزيلند، به ويژه شهرهايي غير از اوكلند، اين احتمال كه كار پيدا نكنيد را به عنوان يك احتمال جدي در نظر بگيريد و حواستان باشه كه به دليل تفاوت فاحش نرخ ارز، پس‌انداز ريالي‌تان با سرعتي باورنكردني ته مي‌كشه.

حساب تفريح و گشت و گذار در اين مدت و پس‌انداز براي آينده هم حسابي است جداگانه كه در محاسبات بالا لحاظ نشده است.

فكر كنم خيلي آيه يأس خواندم، نه؟ مديونيد اگه نااميد شده باشيد. آخه ترجيح مي‌دهم بر اساس واقعيت‌ها تصميم بگيريد و بعد روياهاتون محقق بشه تا بر اساس روياهاتون تصميم بگيريد و واقعيت‌ها بره رو اعصابتان.

..............................

پاورقي:

اين لينك، شهريه‌هاي دانشگاه كانتربري براي دانشجويان بين‌المللي در دوره‌هاي undergraduate و postgraduate است:

http://www.canterbury.ac.nz/international/costs/tuition.shtml

اين لينك هم مربوط به ساير هزينه‌هاي ثبت‌نام است كه آن 735 تاي اول، هر سال تكرار مي‌شود و مابقي بسته به مورد پيش مي‌آيد. اضافه كنيد به اين هزينه‌ها، هزينه بيمه را كه حدود 500 دلار است براي هر سال:

http://www.canterbury.ac.nz/enrol/fees/non_tuition.shtml

تفاوت شهريه براي دانشجويان بومي و بين‌المللي را هم مي‌توانيد در لينك زير ببينيد و البته دانشجويان بومي امكان استفاده از يك سري وام‌هاي تحصيلي را دارند كه براي دانشجوي اينترنشنال ميسر نيست:

http://www.canterbury.ac.nz/enrol/fees/tuition.shtml

اين هم لينك شهريه‌هاي دانشگاه اوكلند است براي سال 2012:

http://www.auckland.ac.nz/uoa/home/for/international-students/is-tuition-fees-and-costs/tuition-fees-2012-for-postgraduate-students-international-

و در اين لينك هم مي‌توانيد شهريه‌هاي دانشگاه ويكتورياي ولينگتون را پيدا كنيد:

http://www.victoria.ac.nz/international/planning/costs.aspx

نرخ برابري ريال ما با دلار نيوزيلند هم به شرح زير است. البته فعلاً!! بد نيست بدانيد پارسال كه ما داشتيم ارز مي‌خريد، دلار نيوزيلند 800 تومان بود:

1 NZD = 10000 IRR

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ساعت 10:18 گاه‌نوشته‌هاي مریم | |

Design By : Night Melody