مدتي است كه تصميم گرفتم يك تغيير كوچك توي فصل فعلي زندگيم ايجاد كنم. تغييري كه تا همين چند وقت پيش چندان از درستيش مطمئن نبودم، ولي الان ميدانم كه بهترين راهي است كه ميتوانم بروم. راستش دارم اپلاي ميكنم براي دكترا. به اين نتيجه رسيدم كه بهتره از اين فرصت استفاده كنم و دكترايم را بگيرم. با چند تا استاد مكاتبه كردم و دو تاشون بهم ok دادند. با يكيشان پيش رفتم و به يك جمعبندي اوليه رسيدم. نميدانم چرا بيشتر از اين كه من مشتاق باشم كه آن استادم بشه، او مشتاق بود كه من دانشجوش بشم. راستش اگر سن نسبتاً بالا و سابقه پر و پيمانش را نديده بودم، شك ميكردم كه نكنه من اولين دانشجويي هستم كه ميخواهد باهاش كار كنه. خلاصه كه يك گپ يك ساعته زديم و با هم به تفاهم رسيديم و مشكل استاد راهنماي من به سرعت و خوبي حل شد. ماند دو مرحله ديگه. پذيرش و بورسيه. چون با توجه به شهريههاي دانشگاه، برايم ضروريه كه بورس بگيرم. دلم ميخواهد متن مكالماتم را با استاد راهنماي بعد از اينم برايتان بزارم تا ببينيد بنده خدا چه مايهاي داره ميذاره برام. شرمندهاش شدم به خدا. نهايتاً امروز رفتم و اپلاي كردم. يك چند تا مشكل كوچك دارم. مهمترينش اين كه 12 روز ديگه فرصت درخواست براي بورسيه تمام ميشه و اگر نتونم به موقع اپلاي كنم بايد تا دوره بعد صبر كنم و اين يعني 10 ماه انتظار. استاد راهنماي بيچاره رفته با عالم و آدم صحبت كرده تا من بتونم به اين ترم برسم. بخش پذيرش قول داده كه پروسه پذيرش منو سرعت بده تا بتوانم به موقع اقدام كنم. ولي هنوز مشكلات ديگهاي هست. يكياش اين كه زمان مدرك آيلسم گذشته و احتمالاً مجبور ميشوم دوباره امتحان بدهم. و اينكه بايد دو تا معرفينامه از اساتيد سابقم در ايران بگيرم كه اگرچه آنها قبول كردند كه فعلاً به نسخه ايميل شده از ايران رضايت بدهند، ولي تا اساتيد محترم بنده به خودشان بجنبد، ميترسم ترم ديگه را هم از دست بدهم، چه برسه به اين ترم. و اينكه 12 روز وقت دارم كه پروپوزالم را به حد مطلوب كميته بورسيه برسانم كه اين يعني 10 روز كار مداوم. خلاصه همۀ اين قصهها را براتون گفتم كه ازتون بخواهم دعا كنيد اوضاع خوب پيش بره تا بتوانم از ترم فوريه كارم را شروع كنم، قبل از اين كه دوباره پشيمان بشم. ![]()
| Design By : Night Melody |
