عدهاي ميگويند كه حجاب يك
انتخاب شخصي نيست و روي سلامت جامعه تأثير ميگذارد. طبيعتاً كسي با
اعتقادات من منكر اين نظريه نيست. اما در عين حال مصرانه معتقدم آن چيزي كه بيشتر
روي سلامت يك جامعه تاثير ميگذارد نگاه جنسي و جنسيتي به زنان است. اين پست، اصلاً يك پست فمينيستي
نيست و مطلقاً قصد توهين به مردان، به ويژه خوانندگان خوب وبلاگم را
ندارم. لطفاً از آنچه كه ميخواهم بگويم نرنجيد و آن را به عنوان يك توهين
تلقي نكنيد. بديهي است كه منظور من همه آقايان نيست، اما فكر ميكنم همه
زنان در ايران از سنين خيلي خيلي كم با آزارهاي جنسي در اجتماع مواجه
ميشوند كه اشكال بسيار گوناگوني دارد و بسيار فراتر از آن چيزي است كه
آقايان ايراني حتي بتوانند آن را تصور كنند. حتم دارم كه اگر بعضي از آنها
را كه خودم شخصاً با آن مواجه شدهام نام ببرم برخي آقايان شهادت به اغراق
يا دروغگويي من خواهند داد. من نميگويم كه نوع حجاب هيچ تأثيري در ميزان
اين آزارها ندارد و شايد يكي از دلايلي كه من زماني تصميم به انتخاب چادر
گرفتم اجتناب از اين نوع آزارها بود كه به شدت برايم توهينآميز و
منزجركننده بود. اما هميشه از خودم ميپرسيدم چرا من بايد خودم را از
تيرس نگاه آنها پنهان كنم؟ چرا من بايد پهلوي خودم را با دستگيره در تاكسي
سوراخ كنم چون آقايي كه كنارم در تاكسي نشسته، به فضاي خودش قانع نيست؟
چرا من بايد مسيرم را عوض كنم تا از ميان جوانهايي كه در يك گوشه تجمع
كردهاند نگذرم؟ من بايد جايم را در رستوران با همسرم عوض كنم چون از
نگاههاي خيره و هرزه ميز پشت سر همسرم به ستوه آمدهام؟ من بايد دستم را
از ميله حفاظ اتوبوس بكشم؟ من بايد عطاي خريد از فلان مغازه را به لقايش
ببخشم؟ من بايد در ازدحام جايي مثل نمايشگاه كيفم را حائل كنم؟ من بايد دست
چپم را جوري نشان بدهم كه راننده تاكسي حداقل با ديدن حلقه از رفتارش
خجالت بكشد؟ من بايد خودم را بزنم به كري تا از شنيدن بوقهاي ممتد كنار
خيابان از كوره به در نروم؟ هميشه از اين كه بايد آسه بروم و آسه بيايم كه
گربه شاخم نزند حالم بهم ميخورده، آن هم در حالي كه به جرأت كاري كه
مستوجب اين رفتارها باشد از من سر نزده بود. اما هميشه همه اين كارها و
بيشتر از آن را انجام دادهام تا شايد اندكي از گزند آن آزارها در امان
باشم. اما اين مسأله بيشتر و بيشتر اين واقعيت را برايم روشن كرد كه آنچه
جامعه امروز ايران را بيمار و ناامن كرده است مساله حجاب زنان نيست. يعني
به نظرم بد نيست اگر بعد از قرنها، تمركزمان را از روي جمعيت اناث برداريم
و به شهروندان ذكور محترم بپردازيم. بد نيست اگر بازنگري ميكرديم آنچه را
تا كنون به پسرانمان آموختهايم. ما سالهاست به پسرانمان آموختهايم كه
آنها به صرف آن كه پسرند حق همه كاري دارند و براي پسران در آزادي جنسي
هيچ سرافكندگي نيست. بعد پسرانمان شير شدند و قدم به قدم جلو آمدند، و ما
هي دخترانمان را عقب كشيديم. هر روز آقايان جلو آمدند و ما عقب كشيديم. بعد
رؤيت شد كه يك جاي كار ميلنگد، و اصلاً جامعه بدجوري دارد لنگان لنگان
راه ميرود. بعد يك عده فكر كردند كه اشكال از آنجاست كه دخترانشان را آن
طور كه بايد عقب نكشيدهاند. ولي واقعاً ديگر جاي عقب رفتني باقي نمانده
بود. باز يك عده فكر كردند راهحل اينست كه آن قيد پسر بودن را حذف كنند و
اين پا را هم مثل آن يكي پا، از بند رها كنند. اما من فكر ميكنم آن جاي
كار كه ميلنگيد اين نبود كه بگوييم پس دختران ما هم مجاز به هر كاري
هستند. نميدانم چرا هنوز هم كسي فكر نميكند كه اشكال كار از اين پا
نيست، از آن يكي پاست. آن پاي ذكور است كه اين همه مدت داشته ميلنگيده، آن
پاي ذكور است كه سردرگم شده و نميداند مشكلاتش را چطور چاره كند، آن پاي
ذكور است كه به نيازهاي طبيعياش به ناهنجارترين شكل ممكن پاسخ داده شده
است. حالا نتيجهاش شده جامعهاي كه به جاي راه رفتن، شلنگتخته مياندازد.
به افتخارات باشكوه قبليمان، بالا رفتن آمار خيانت زنان هم اضافه شده،
دخترانمان هم فكر ميكنند با چند نفر بودن هنر است و پسران را به بازي
گرفتن نشان قدرتمندي است، بعد باعجيبترين ابزارها جلب توجه ميكنيم و بياخلاق دوستي ميكنيم و بدون هيچ مرزي جواني ميكنيم و اسم
مزاحمتهايمان را هم گذاشتهايم تفريح. كدام يك از ما موفق به برقراري
رابطهاي پايدار و بلندمدت با كساني شدهايم كه در خيابان يافتهايم؟
راهكار درست كدام يك از مشكلات ما در زندگي زناشويي در
خيابانها پهن ميشود؟ پاسخ كدام نيازمان را به درستي گرفتهايم؟ و كدام يك از ما خوشبختي را در كوچهها بدست
آوردهايم؟ واقعاً چه اتفاق خوبي قرار است بعد از مزاحمتهاي خياباني
برايمان بيفتد؟ و خب اگر منظور فقط لذتهاي لحظهايست كه ديگر هيچ اسمي جز
آزار جنسي ندارد، چون حريمي را شكستهايم بياجازه و بدون رضايت طرف مقابل و
در بيشتر جاهاي دنيا، اين كار جرم تلقي ميشود. جاهاي ديگر دنيا، شما يك همسر
يا پارتنر يا دوست دختر/پسر داريد و تمام روابط خصوصيتان منحصر به شما دو
نفر است و مابقي زنان و مردان دنيا فقط دوست و همكار و همسايه و
همشهرياند، نه چيز بيشتري. باور كنيد يا نه، يك دفترچه تلفن دوست دختر
داشتن، خيانت و مزاحمتهاي خياباني، نه تنها افتخار نيست كه جرمي نابخشودني
در ميان اين غربيان نامسلمان است. نميدانم چقدر در رساندن منظورم
موفق بودم، ولي خلاصه كلام اينكه؛ باحجاب يا بيحجاب، مادامي كه ما
نگاهمان را به زن عوض نكنيم و روابطمان را دوباره تعريف نكنيم، هيچ چيز درست نميشود. مهم نيست چه پوشيدهام، در جامعهاي كه هميشه
صفت زن بودن من مقدم بر انسان بودن من است همچنان در معرض آزارهاي جنسي و جنسيتي
خواهم ماند.
| Design By : Night Melody |
